عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

67

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

به مير محمد خان كه با سوارهاى خود بيايد براى محراقى و مير سيد رضا خان هم كاغذى نوشته بود به مير تيمور خان كه هر دو را به توسّط قاصدى از سر دو شاخهء راه فرستاديم و در منزل دم چل مهر عليخان ، سركردهء ايل سگوند ، پسر حاجى عالى خان ، كاغذى نوشته بود كه بيايد ملاقات كند چاكر را . در جواب نوشتم مطمئن باشد بيايد . منظورش در فقرهء حبس پدرش بود كه به جناب ناظم خلوت سفارش بنويسم و اينك در نزديك دلميان يك هزار خانوار افتاده‌اند . « 1 » صبح جمعه 29 جمادى الاولى از منزل دم‌چل كه يك فرسخ بعد از محلّ قلعهء ساختنى است ، حركت نموديم . بعد از ساعتى رسيديم به قلّه و گردنهء دم‌چل كه خيلى سخت است و از شخن « 2 » و عرض دنبالهء كيالان افتاديم به جلگهء آب‌كرمك و بعد از پنج ساعت رسيديم به تنگهء بهلول . در عرض اين راه مهر على خان و برادرش خان بابا خان با چهل نفر برادران و برادرزادگان خود ، سوار و مسلّح و مكمّل « 3 » با تفنگ‌هاى مارتينى و فشنگ آمدند سر راه . پياده شديم ، صحبت داشتيم . مطلب آنها استخلاص پدرشان حاجى عالى خان است با جمعى توابع كه در نزديك دزفول در يرت « 4 » فضل على خان ، داماد همين حاجى عاليخان ، گرفتار و حبس شده‌اند . حقير آنها را اطمينان داده كه به جناب ناظم خلوت مىنويسم و البتّه مستخلص خواهند شد . ايشان مطمئن نشدند . ما را به كلام اللّه حاضر سوگند دادند و نوشتيم و گويا مستخلص شدند و خواستند دو رأس اسب تعارف كنند ، قبول نكردم . از آنجا سوار شده به فاصله‌اى از رود دلميان خواستيم عبور كنيم . راه وارد مىشود به رود صيمره و قره‌سو و آخر كرخه به وجود مىآيد . چند نفر لخت شدند و چاكر را سواره گذرانيدند . ولى بعضى همراهان در آب افتادند و بيرون آورده شدند و بعد ، از محلّ ساختن قلعهء تنگ بهلول گذشته وارد شديم در جلگهء چم گرداب كنار رود صيمره . طول قطعهء اول پنج فرسخ به انضمام يك فرسخ روز سابق و از آنجا گذشتيم . [ بعداز ] مدت سه ساعت رسيده به چم گرداب . آنجا كدخدايان بيرانوند آمدند به ديدن و در نزديكى يورتى داشته مشتمل بر چهار صد خانوار و مطلب آنها استخلاص چند نفر از رؤسا بود كه نوّاب ضياء الدّوله مدّتهاست حبس كرده به اسم « 5 » باقى ماليات چهارصد تومان . در عرض اين راه دو سه پل بايد ساخت : دو باب پل دو چشمه هركدام دويست تومان و يك پل كوچك به انضمام تعمير كرده 107 تومان .

--> ( 1 ) . ساكن شده‌اند . ( 2 ) . شخن : محل و جنس سخت و سفت ( 3 ) . مجهّز ( 4 ) . چراگاه ايلات و عشاير و نيز محل خيمه و خرگاه آنها ( فرهنگ معين ) ( 5 ) . به بهانهء